تبليغاتX
محبت شيعي و سني
نشستى محبت بار براى نزديكى و آرامش دلهاى مؤمنين
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار شركت كنندگان در همايش كنفرانس وحدت اسلامی (۱۳۸۵/۰۵/۳۰ - ۱۴:۳۵)

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏
به همه‏ى برادران و خواهرانى كه تشريف داريد، خوش آمد عرض مى‏كنم و مبعث حضرت ختمى مرتبت، رسول اعظم و مطلع نورانيت تاريخ بشر را تبريك عرض مى‏كنم. همچنين به همه‏ى شما و همه‏ى مسلمانان، پيروزى درخشان برادرانمان در لبنان در مقابله‏ى با رژيم صهيونيستى را، كه در حقيقت پيروزى اسلام بود، تبريك عرض مى‏كنم.برادران ما در جنوب لبنان و در مقابله‏ى با متجاوزان صهيونيست، خط مقدم امت اسلامى بودند.
اين جلسه، بسيار جلسه‏ى مهم و با عظمتى است. شما از مجموعه دنياى اسلام در اين‏جا گرد آمديد. بدون شك آينده‏ى دنياى اسلام را بايد از برنامه‏هاى زبدگان دنياى اسلام شناخت؛ زبدگان علمى و زبدگان دينى و زبدگان سياسى. اين جمع و جماعتهاى برجسته‏ى دنياى اسلام اگر با نگاه حقيقت‏بين و دردشناس به امت اسلامى نگاه كنند و دنبال علاج باشند، امت اسلامى آينده‏ى خوبى خواهد داشت. اگر ما وظايف خودمان را نشناسيم، يا به آن عمل نكنيم، باز هم سالهاى طولانى دنياى اسلام به همان دردهايى كه امروز دچار آن هست، دچار خواهد بود. وظيفه‏ى ما سنگين است.
موضوع بحث شما اقليت‏هاى اسلامى در كشورهاى غيراسلامى است. البته موضوع مهمى است و جاى آن هست كه درباره‏ى اين موضوع، مجمع تقريب و برجستگان دنياى اسلام فكر و برنامه‏ريزى كنند. من از آنچه كه در اين زمينه شما انجام داديد، تقدير مى‏كنم؛ وليكن نكته‏اى را مى‏خواهم عرض بكنم و آن، اين است كه مسئله‏ى اول ما در دنياى اسلام، «وحدت امت اسلامى» است. اگر ما بتوانيم بر كيد دشمن فائق بياييم و نقشه‏ى او را در ايجاد اختلاف خنثى كنيم، بسيارى از مشكلات ما برطرف خواهد شد. مشكل اقليت‏هاى اسلامى هم از جمله‏ى اين مشكلاتى است كه برطرف خواهد شد.
ما دچار يك بيمارى مهلكى هستيم كه بايد همت كنيم و اين بيمارى را از خودمان دفع كنيم. اختلافات بين دنياى اسلام و ناهماهنگى‏ها و دامن زدن به دشمنى‏ها، بيمارى بسيار خطرناكى است. و من به شما عرض كنم كه اگر در طول زمانهاى گذشته اين بيمارى به طور طبيعى در جسم دنياى اسلام و امت اسلامى وجود داشت، امروز دستهاى سياسى بشدت به دنبال تشديد اين بيمارى هستند. ما نمونه‏هاى آن را در دنياى اسلام داريم مى‏بينيم، كه انسان به خود مى‏لرزد. ما از دشمنهاى بيرونى نمى‏ترسيم. هيبت امريكا و قدرتهاى استكبارى تا حالا ما را دچار ترس و ترديد نكرده؛ لشگركشى‏هاى خصمانه، تبليغاتى و سياسى و نظامى و اقتصادى ما را مطلقاً در موضع انفعال قرار نداده و قرار نخواهد داد؛ اما از اين بيمارى درون دنياى اسلام، ما به خودمان مى‏لرزيم و مى‏ترسيم. اين را علاج كنيد.
از وقتى پرچم اسلام در ايران بلند شد و جمهورى اسلامى با هدف تحقق بخشيدن به اهداف اسلامى تشكيل شد، دشمنان اسلام نقشه‏ى اختلاف را با دقت طراحى كردند و دنبال مى‏كنند؛ چون وقتى مسلمانها احساس شرف و عزت كردند، وقتى ديدند مى‏شود پرچم اسلام را بلند كرد، وقتى روح هويت اسلامى در آنها بيدار و زنده شد، وقتى توده‏هاى مسلمان شعار اسلام را در همه‏جا سر دادند، فهميدند كه خطر براى منافع استكبار در اين منطقه‏ى عظيم اسلامى، خطر جدى است و منافع متجاوزانه‏ى آنها تهديد مى‏شود.
دنياى اسلام، تقريباً با يك ميليارد و نيم جمعيت، با امكانات فراوان اقليمى و جغرافيايى و طبيعى و انسانى و سرمايه‏هاى بى‏نظيرى كه در اختيار دارد، مى‏تواند يك مجموعه عظيم و متحد را تشكيل بدهد. امروز بيش از دويست سال است كه كيسه‏ى استعمار غربى از اين منطقه پيوسته پُر مى‏شود؛ چه در دوران استعمار، چه در دوران استعمار نو، چه در دوران جديد، به شكلى اين منطقه در خدمت اهداف سياسى دنياى استكبار بوده، كه در رأس آن امريكاست. اگر امت اسلامى وحدت خود را به دست بياورد، اگر قدرت اسلامى به معناى حقيقى كلمه خود را نشان بدهد، اگر استقلال اسلامى، استقلال حقيقى، در اين مناطق به معناى واقعى كلمه تحقق پيدا كند، تسلط و سيطره‏ى اقتصادى و سياسى و فرهنگى دشمن قطع خواهد شد. اينها به اين راضى نيستند و با همه‏ى وجود تلاش مى‏كنند اين اتفاق نيفتد. راهى كه آنها پيدا كردند،ايجاد اختلاف است و اين بيمارى متأسفانه در جسم دنياى اسلام نفوذ كرده. من از شما درخواست مى‏كنم به اين مسأله به طور جدّ بينديشيد.
ما اسم وحدت اسلامى را خيلى مى‏آوريم و همه دم از وحدت اسلامى مى‏زنيم؛ همه دم از برادرى اسلامى مى‏زنيم؛ در عمل هم مجموعه‏اى از زبدگان دنياى اسلام، حقيقتاً احساس برادرى مى‏كنند - الان در اين جلسه، روح برادرى و اخوّت موج مى‏زند - ما همه يكديگر را از خود مى‏دانيم و بين خودمان فاصله‏اى قائل نيستيم. اين، واقعيتى است؛ اما ما نماينده و نشان‏دهنده‏ى واقعيتهاى دنياى اسلام در صحنه‏ى سياست، در صحنه‏ى حكومتها،در ميان توده‏هاى مردم، به معناى واقعى كلمه، نيستيم. دشمنان بذر اختلاف را در بين امت اسلامى مى‏پاشند و سياسيون ناخالص، تعصبهاى غلط، نديدن آفاق بلند دنياى اسلام و محدود شدن در ظرفهاى كوچك، زمينه رشد اين تعصبهاست.
بعضى از دوستان به عراق اشاره كردند. ببينيد در عراق چه اتفاقى دارد مى‏افتد. امروز در عراق، در برخى از كشورهاى ديگر، كسانى از برادران سنى و شيعه در مقابل هم قرار دارند و متقرباً الى‏اللَّه با هم دشمنى مى‏كنند! چرا؟ چه كسى اين انگيزه‏هاى باطل را در ميان اينها تزريق كرده؛ اينها كه از اسلام نيست. بياييد وحدت اسلامى را عملى كنيد و منشورى را كه همه‏ى علماى اسلام، همه‏ى روشنفكران دنياى اسلام، همه‏ى برجستگان سياسىِ با اخلاص دنياى اسلام آن را تأييد و تصديق كنند و براى عملى كردن آن تلاش كنند، تهيه كنيد، تا ديگر مسلمانى جرئت نكند متكلم به كلمه‏ى توحيد را كه در يك مذهب يا در يك جناح ديگر است، تكفير كند؛ تا برادران با هم باشند.
مراد ما از وحدت اسلامى، يكى شدن عقايد و مذاهب اسلامى نيست. ميدان برخورد مذاهب و عقايد اسلامى و عقايد كلامى و عقايد فقهى - هر فرقه‏اى عقايد خودش را دارد و خواهد داشت - ميدان علمى است؛ ميدان بحث فقهى است؛ ميدان بحث كلامى است و اختلاف عقايد فقهى و كلامى مى‏تواند هيچ تأثيرى در ميدان واقعيت زندگى و در ميدان سياست نداشته باشد. مراد ما از وحدت دنياى اسلام، عدم تنازع است: «ولاتنازعوا فتفشلوا». تنازع نباشد، اختلاف نباشد.
قرآن مى‏فرمايد: «واعتصموا بحبل اللَّه جميعاً ولاتفرّقوا». اعتصام به حبل‏اللَّه براى هر مسلمان يك وظيفه است؛ اما قرآن اكتفا نمى‏كند به اين كه ما را به اعتصام به حبل‏اللَّه امر كند، بلكه به ما مى‏گويد كه اعتصام به حبل‏اللَّه را در هيئت اجتماع انجام بدهيد؛ «جميعاً»؛ همه با هم اعتصام كنيد. و اين اجتماع و اين اتحاد، يك واجب ديگر است. بنابراين، علاوه بر اين كه مسلمان بايد معتصم به حبل‏اللَّه باشد، بايد اين اعتصام را به همراه ديگرِ مسلمانها و همدست با آنها انجام دهد. ما اين اعتصام را درست بشناسيم و آن را انجام دهيم. آيه‏ى شريفه‏ى قرآن مى‏فرمايد: «فمن يكفر بالطاغوت و يؤمن باللَّه فقداستمسك بالعروة الوثقى». اين، اعتصام به حبل‏اللَّه را براى ما معنا مى‏كند. تمسك به حبل‏اللَّه چگونه است؟ با ايمان باللَّه و كفر به طاغوت.
امروز طاغوت اعظم در دنيا، رژيم ايالات متحده امريكاست؛ زيرا صهيونيسم را او به وجود آورده است و آن را تأييد مى‏كند. امريكا جانشين طاغوت اعظم قبلى يعنى انگليس است. امروز تجاوز رژيم ايالات متحده و همفكرانش و همكارانش، دنياى اسلام را در وضعيت دشوارى قرار داده است و دنياى اسلام در پيشرفت خود، در موضعگيرى خود، در ترقى مادى و معنوى خود، زير فشار امريكا و همكاران و همفكران اوست. در همين تجاوز رژيم صهيونيستى به لبنان در اين يك ماه اخير - كه به اين حماسه بزرگ اسلامى از سوى حزب‏اللَّه منتهى شد و نصرت الهى بر اينها نازل شد - امريكا صريحاً وارد ميدان جنگ شد و فقط به حمايت زبانى و مالى و سياسى اكتفا نكرد و براى رژيم صهيونيستى تسليحات فراهم كرد، فرستاد و كمك كرد. در واقع اين جنگ را امريكاييها خواستند و آنها شروع كردند. امروز طاغوت اعظم آمريكاييها هستند.
در بسيارى از بخشهاى امت اسلامى ايمان باللَّه هست؛ اما كفر به طاغوت نيست. كفر به طاغوت لازم است. بدون كفر به طاغوت،تمسك به عروه‏ى وثقاى الهى امكانپذير نيست. ما كشورها و دولتها و ملتها را به اين كه به جنگ با امريكا بشتابند، دعوت نمى‏كنيم؛ ما دعوت مى‏كنيم كه تسليم امريكا نشوند. ما دعوت مى‏كنيم كه با دشمن اسلام و مسلمين همكارى نكنند. يكى از اقسام همكارى نكردن همين است كه به وسوسه‏هاى آنها در زمينه‏ى وحدت امت اسلامى اعتنا نكنند و امت اسلامى را با اتحاد خودش حفظ كنند.
امروز به نظر ما مهمترين مسئله‏ى دنياى اسلام، مسئله‏ى اتحاد است. اگر اين اتحاد انجام شد، ما پيشرفت علمى هم مى‏توانيم پيدا كنيم؛ پيشرفت سياسى هم مى‏توانيم پيدا كنيم. شما مى‏بينيد دشمنان دنياى اسلام چه فشارى بر روى مسئله انرژى هسته‏اى در ايران دارند. آنها مى‏دانند كه ما دنبال بمب اتم نيستيم. آنها از پيشرفت علم در اين كشور، از پيشرفت فناورى در يك كشور اسلامى ناراحتند. يك كشور اسلامى‏اى كه نشان داده كه تسليم سياستهاى امريكا نيست؛ نشان داده كه از امريكا نمى‏ترسد. اين كشور اسلامى بايد به پيشرفت مهمترين تكنولوژى امروز دنيا - يعنى تكنولوژى هسته‏اى - مجهز نباشد. آنها به خاطر اين، فشار را وارد مى‏كنند. البته ما تصميم خودمان را گرفته‏ايم. ملت ايران در طول بيست و هفت سال بعد از انقلاب، با تجربه فهميده است كه تنها راه خلاصى از كيد دشمنان، توكل به خدا و صبر در ميدان و مجاهدت است. ما اين راه را تا امروز رفته‏ايم و ثمرات شيرين آن را چشيديم و به حول و قوه‏ى الهى در ادامه هم همين راه را با قوت تمام خواهيم رفت، كه آثارش را هم مى‏بينيم.
برادران و خواهران عزيز! امروز دنياى اسلام در يك وضع استثنايى است. مى‏توان گفت قرنهاست كه اين فرصتى كه امروز دنياى اسلام دارد، گير دنياى اسلام نيامده است. امروز فرصت بسيار بزرگى در مقابل ماست؛ ملتهاى اسلامى بيدار شده‏اند، موج بيدارى اسلامى به زواياى دنياى اسلام كشيده شده، ملتهاى اسلامى به حقوق خودشان واقف شده‏اند و بسيارى از رهبران اسلامى - ولو تظاهر نكنند - در باطن خودشان سرشار از بغض و دشمنى با استكبارند، كه اين را ما مى‏بينيم. در بسيارى از كشورهاى اسلامى سران و رهبران و سياستمداران و مسؤولان، بسيار دلگير و ناراحت از رفتارهاى امريكا و قدرتهاى استكبارى هستند. اين، يك فرصت بزرگ براى دنياى اسلام است و از اين فرصت بايد استفاده كرد. يك وظيفه سياستمداران دارند، يك وظيفه هم رهبران فكرى و فرهنگى دارند. اين وظيفه‏ى دوم از وظيفه‏ى اول كم‏اهميت‏تر نيست. علماى اسلام، روشنفكران و اساتيد دنياى اسلام، متفكران برجسته‏ى دنياى اسلام، اين كسانى كه تريبونهاى مردمى در اختيار آنهاست و مى‏توانند افكار مردم خودشان را بسازند، وظيفه‏ى بزرگى دارند و بايد قدرت ملى، قدرت توده‏ى مردم در دنياى اسلام را بدرستى به آنها تفهيم كنند. چند قرن است - از اول دوران استعمار تا حالا - كه دستگاه استكبار خواسته است به ملتهاى مسلمان تفهيم كند كه از شماها كارى ساخته نيست؛ شماها توانايىِ مقابله‏ى با ما را نداريد. البته استعمار توانسته اين مسئله را در مدتى طولانى به جمع زيادى از مردم مسلمان بباوراند و خيانت بعضى از سياستمداران هم به اين كمك كرد. نتيجه‏ى اين باور غلط، گرفتاريهاى بزرگى شد كه در رأس آن، مسئله‏ى قدس شريف و مسئله‏ى فلسطين است.
الان نزديك به شصت سال است كه فلسطين، خانه‏ى اسلام، متضمن قبله‏ى اول مسلمانان، از دست مسلمانها، از دست صاحبان خودش، خارج شده و فلسطينى‏ها آواره در كشورها شده‏اند و يا در خانه‏ى خودشان، در زير فشار آن غاصب مدعى هستند كه با پُررويى تمام آنجا نشسته و دشمنان اسلام هم از طرف او را تأييد مى‏كنند. اين غصه‏ى بزرگ، اين مصيبت بزرگ، به خاطر اين به وجود آمد كه مسلمانها از توانايى‏هاى خودشان غافل بودند. اگر اين بيدارى‏اى كه امروز در دنياى اسلام هست، در دهه‏هاى 30 و 40 ميلادى وجود داشت، قضيه‏ى فلسطين اتفاق نمى‏افتاد و دولت غاصب انگليس، آن روز جرئت نمى‏كرد يك كشور اسلامى را يكجا از مردمش غصب كند و به يك بيگانه بسپارد. حالا امروز بايد از آنچه خسارت خورده‏ايم، بتدريج جبران كنيم. و اين كار با برنامه‏ريزى ممكن است؛ اين كار با عقل و تدبير ممكن است؛ اين كار با عزم راسخ ممكن است؛ ولى با ميل به انفعال و تسليم، هيچ وقت دنياى اسلام به اهداف خود نخواهد رسيد؛ با ترس از دشمن و بى‏اعتقادى به نيروى مردم، هرگز مقاصد دنياى اسلام و امت اسلامى برآورده نخواهد شد.
اين توده‏هاى ميليونى مردم كه در كشورهاى اسلامى مى‏بينيد، يك قدرت عظيمى است كه اگر اين قدرت فعال بشود، هيچ قدرت بيگانه‏اى در مقابل آن نمى‏تواند ايستادگى كند. نمونه‏اش همين اتفاقى است كه افتاد و خداى متعال حجت را بر ما تمام كرد. حادثه‏ى لبنان و پيروزى واضح حزب‏اللَّه كه حقيقتاً مصداق «كم فئةٍ قليلة غلبت فئةً كثيرة باذن اللَّه و اللَّه مع الصّابرين» بود، حجت را بر ما تمام كرد. البته دشمنان اسلام نيروى مردم را انكار كردند و سياستمداران را به نيروى ملتهاى خودشان بى‏اعتقاد كردند. به نظر ما يكى از بزرگترين هنرهاى امام راحل ما اين بود كه اين نيروى مردم را شناخت و آن را كشف كرد و از آن بهره گرفت؛ و به مردم اعتماد كرد.
وضع ايران قبل از پيروزى انقلاب، وضع خوبى نبود؛ مردم در حال بى‏تكليفى، دشمنان مسلط، اينجا پايگاه اسرائيل و استراحتگاه سران رژيم صهيونيستى، كه مى‏آمدند مى‏بردند، مى‏خوردند و استفاده‏ى سياسى و مالى مى‏كردند. آن روزى كه بعضى از كشورهاى عرب تصميم گرفتند كه از نفت عليه اسرائيل استفاده كنند، شاه ايران دل صهيونيستها را گرم كرد و گفت من به شما نفت مى‏دهم. وضع ايران در آن روز اين‏گونه بود و كسى اميدى نداشت؛ اما امام راحل ما (قدّس‏اللَّه نفسه‏الزّكيه) وقتى همت گماشت و بر اين مبارزه عزم كرد، هيچ نيرويى جز نيروى مردم نداشت. او به اين نيرو معرفت پيدا كرد؛ به اين نيرو تكيه كرد و خداى متعال هم كه همه چيز دست اوست - كه «و ما رميت اذ رميت و لكنّ اللَّه رمى» - دلها را منقلب كرد. وقتى دلها متوجه به اين حقيقت شد، نيروها به ميدان آمدند و قدرت رژيم طاغوتى و وابسته شاه متزلزل شد و نظام اسلامى در اين كشور سربلند كرد. ما در حساسترين نقطه‏ى دنياى اسلام و بر سر چهارراه قرار داريم و بيشترين نقطه اعتماد امريكا و استكبار در اين منطقه، بر رژيم سلطنتى شاه بود.
نيروى مردم را بايد شناخت. اين نيرو، نيروى عظيمى است. براى به ميدان آوردن اين نيرو، همت و عزم و اخلاص و مجاهدت لازم است. اگر مردم داخل ميدان شوند و سياستمداران و زمامداران كشورها با توده‏هاى ميليونى مردم كشورهايشان نزديك شوند، هيچ قدرتى نمى‏تواند در مقابل آنها ايستادگى كند و هيچ تهديدى روى آنها تأثير نخواهد گذاشت. البته بدون جهاد، بدون تحمل سختى، انسان به جايى نمى رسد و امت اسلامى بايد سختى‏هايى را تحمل كند، تا بتواند به اهداف بلند خودش برسد؛ اينها وظايف مهم امروز ما در دنياى اسلام است.
خدا را شكر مى‏كنيم كه دلهاى جماعت كثيرى از ملتهاى مسلمان و برجستگان و علما و زبدگان را به سمت راه درست هدايت كرده است. اساس كار اين است كه نگذاريد ملتها نااميد شوند؛ نگذاريد افق را در مقابل آنها تيره و تار كنند و نگذاريد هيبت استكبار، سايه سنگين خود را بر روى دلها و عزمها و اراده‏هاى ما بيندازد؛ و نگذاريد اختلاف ما را ناتوان كند. امروز انسان متأسفانه مى‏بيند كه حرفهاى امريكا و انگليس از زبان بعضى از سياستمداران دنياى اسلام تكرار مى‏شود! همان چيزى كه آنها مى‏خواهند، اينها تكرار مى‏كنند و به آتش اختلاف شيعه و سنى و اختلافات فرقه‏اى دنياى اسلام دامن مى‏زنند. اين، درست بر طبق آن چيزى است كه دشمنان اسلام مى‏خواهند. بايد با اين كار مقابله كرد.
از خداوند متعال مى‏خواهيم كه همه‏ى ما را بر آنچه كه رضاى اوست، موفق بدارد و كمك كند تا ان‏شاءاللَّه بتوانيم تكليفمان را انجام بدهيم. ما در جمهورى اسلامى از انجاز وعده‏هاى الهى، با همه‏ى وجود خوشحال هستيم و پى‏درپى انجاز وعده‏هاى الهى را مى‏بينيم. البته ماها را تهديد مى‏كنند و دائماً تهديد هست؛ هيچ چيز تازه‏اى وجود ندارد - از اول انقلاب، جمهورى اسلامى را تهديد كردند؛ اما جمهورى اسلامى با ايستادگى خود، توانسته اين تهديدها را خنثى كند، بعد از اين هم همين‏جور خواهد بود؛ بعد از اين هم تهديدها خنثى خواهد شد - و هر يك از كشورهاى مسلمان كه در مقابل تهديدهاى استكبار بايستند و خود را نبازند، اين تجربه موفق را دارند كه پيروزى را به چشم ببينند؛ انجاز وعده‏هاى الهى را به چشم خودشان مشاهده كنند.
ما دست برادرى به سوى همه‏ى امتهاى اسلامى، به سوى همه‏ى رهبران فكرى و رهبران سياسى دنياى اسلام دراز مى‏كنيم و از آنها مى‏خواهيم كه اين پيوند برادرى را بيش از بيش مستحكم كنند و اميدواريم خداى متعال چشم دنياى اسلام را به پيروزيهاى بيشترى، در زمينه‏هاى مختلف، ان‏شاءاللَّه روشن كند.
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 6:23  توسط محبت شيعي  | 


دیدار کارگزاران فرهنگی و اجرایی حج با رهبر معظم انقلاب (۱۳۸۷/۰۸/۱۵ - ۱۳:۰۸)
امام خامنه ای حفظه الله

ایشان با اشاره به حضور شیعه و اهل سنت در نظام جمهوری اسلامی در کنار یکدیگر و حاکمیت قرآن و شریعت اسلامی در ایران افزودند: در کشورهای اسلامی و حتی در مناطق مختلف دنیا که مسلمانان حضور دارند، دل بسیاری از مسلمانان لبریز از محبت به جمهوری اسلامی، امام خمینی (ره) و ملت بزرگ ایران است اما دشمنان سعی می کنند این نظام را به دشمنی با مذاهب مختلف اسلامی متهم کنند، که این تحریف ها باید برای مسلمانان تبیین شود.

لطفا روی ادامه مطلب کلیک فرمائید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 5:59  توسط محبت شيعي  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

 يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ يَسْعَى نُورُهُم بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِم بُشْرَاكُمُ الْيَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِي

مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ

(سورة الحديد - الآية 12)

فرا رسيدن ماه مبارك رمضان ماه قرآن بر همه ى مؤمنين مبارك باد.

از خداوند عالم خواهان توفيق ما و شما در اداى بهتر طاعات و عبادات هستم.

 رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلإِيمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا

وَتَوَفَّنَا مَعَ الأبْرَارِ

 رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدتَّنَا عَلَى رُسُلِكَ وَلاَ تُخْزِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّكَ لاَ تُخْلِفُ الْمِيعَادَ

(آل عمران - آيات ۱۹۳- ۱۹۴ )

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 21:19  توسط محبت سني  | 

بله زائر مهربان

آنوقت كه احساس شرم و تقصير بر دل و عقل بنده  سايه مىافكند و وجود ش را نا آرام مى سازد و اشك مظلوميت از دست نفس خطا و مقصر ، بر گونه سراشيب بسوى زمين عبوديت و سجده روانه مى شود ...

بهترين وقت دعا و نيايش است.

و مشكل ما اغتنام ندانستن آن لحظه هاست ...


و بسيار اوقات بر ما مى گذرد كه احساس شرم و تقصير جانمان را بسوى جاده ى توبه رهسپار مى كند

ولى ...

با خنده یا مزاح دوستى يا ديدن متاعى دنيايى دوباره آلوده و گنهكارتر ، وجودمان تخدير مى شود ...

آنوقتست كه افسوس و پشيمانى جان را دوباره آزرده مى سازد و بايستى بسوى باران رحمت الهى نشست تا جان را از آن تخدير خارج سازد و بيدارى و هوشيارى حاكم شود.

و اينست كه روز و شبمان به اميد لحظه هاى شيرين ايمانى سپرى مى شود و دريچه هاى دل را بسوى نور كلامش باز نگه مى داريم ...

باشد كه آن نور تاريكى جان را بشويد ...

و لو لا فضل الله عليكم و رحمته و أن الله رؤوفُ رحيم

. سورة النور - الآية ۲۰

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 13:6  توسط محبت سني  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

ماه قرآن و نور مى آيد و من با اميد و شادى بسويش روانه ام !

اميد و شادى ام از اينست كه شايد اينبار به سعادتهاى ايمانى برسم و وجودم با باران رحمت خدايم تر و تازه و شاد شود و به اوج بندگى اش برسم تا او از من راضى شود و من از رضايت او شاد شوم!

و با اين اميد ، آرامشى مرا فرا مى گيرد و جانم را لبريز از شادى مى سازد.

اما ...

ترسى نيز به دل دارم كه مبادا ساعات و لحظه هايم آواره ى بيابانهاى بى هدف شود و مرا سرگردان و حيران رها كند !

واى بر من !

كه اين اولين بار نيست كه با خودم عهد مى بندم كه امسالم به از قبل باشم ولى ...

هر بار سرافكنده و شرمنده سجاده را بسوى قبله كشيدم و خود به اميد بخشش و رحمتى نشسته ديدم ...

اينبار نيز بخوبى مى دانم كه فقط به رحمت و لطف خدايم محتاجم و الا حاجتى به عهد اين عهد شكن نيست !

 

الهي !

مرا بسوى راههاى سعادت ابدى و همراهى مؤمنان راهت روانه كن!

الهي !

وجود اين عهدشكن را با بارانهاى نور و رحمتت سيراب و شاد گردان !

آمين

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 19:25  توسط محبت سني  | 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

بارها اين سؤال بسوى عقلم روانه مى شود و سعى دارم مخلصانه به خودم جواب دهم.

افكارم بى اختيار بسوى تمامى كسانى كه دوستم دارند يا فكر مى كنم دوستم دارند ، روانه مى شود .

آنگاه جريان دل و عقلم را احساس مى كنم كه با سرعتى شديدتر بسوى كسانى كه دوستشان دارم روانه شده ...

 

تمامى اشخاص در نظرم و عقلم صف زده ايستادند ...

 

همه ادعاهاى محبت دارند و همه مدعى محبت هم هستيم ولى ...

 

آيا اگر در لحظه اى قرار گرفتيم كه فقط دو راه باشد ، يكى نجات وديگرى هلاكت !

كدامين اشخاص ما را بسوى راه نجات برده و از هلاكت دورمان مى سازد؟

و من هنوز مبهوت اين سؤالم و جوابى نيافتم !

آيا كسى يافت مى شود كه بر جسم ناتوان تو رحم كند و ترا بسوى نجات ابدى رهنما شود؟

الهى !

من اينك جز تو را نمى يابم ...

و بسوى تو خسته و تنها روانه ام .

مرا بسوى خودت شتابان روانه كن كه وقتم تنگ است و بيم هلاك است !

الهي !

اينست كه فقط تورا دوست دارم .

دورى من از تو امكان ناپذير است و خودت مى دانى كه راهى جز پناه جستن به خودت نخواهم يافت .

اينست كه لحظات غفلت و دورى از تو بزودى سپرى مى شود و خود را در خيمه ى نجات تومى يابم.

 

مرا درياب !

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 23:40  توسط محبت سني  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

با وجود اينكه خودم را هم  آنچنان آرام نمى بينم ولى آرامش را خيلى دوست دارم!

شايد از نا آرامى خسته شده ام براى همين ، قدر آرامش را بهتر مى دانم.

شعرهايى كه از دشت و كوه و نهر آرام و نسيم مهربان و رقص گل برگهاى بهارى سخن مى گوید را دوست دارم.

از موجهاى خشمگين درياها و طوفانهايى كه ريشه ى درحتان را از دل زمين كنده و بسوى زمينهاى دور مى راند ، مى ترسم!

از صداهاى بلند به شدت نا آرام مى شوم و هميشه دل و عقلم به ياد جنگ زده گان بى پناهى ست كه راهى جز شنيدن صداهاى دلخراش سلاحهاى بى رحم ندارند !

سلاحهايى كه  خواب شيرين كودكان در آغوش مادر را به سكوتى خونين تبديل مى كند ...

... و سرود شيرين لالايى مادر را به فريادى دردناك ...

...و لبخند عروس شب را ، از  روى زيبا بر چيده و پرده ى غم زيبايى اش را نهان ساخته ...

زيرا نوازش دستان مهربان همدم به سردى و سكون روانه مى شود ...

اينست كه هميشه آرامش را مهربانترين مهمان در مجلس زيباى طبيعت مى بينم .

طبيعتى دلربا كه در آن پروانه ها به نرمى بالهايشان سرود زيبايى سروده و بر گل برگهاى مهربان سلام آرامش به ارمغان آورند ...

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 8:55  توسط محبت سني  | 

سلام الله بر مؤمنين آل محمد

سخنان همراه مهربان من محبت شيعي  گوهر بار است .

و مهمانى عزيز نيز با نامى كه زيبنده اش نيست ، ما را گه گاهي يادآورى مى كند.

ولى او هنوز در اشتباهاتى ست و حق مسلمان بر مسلمان اينست كه او را نصيحت كند و بمانند آيينه براى هم باشند و عيب هم را آشكار نمايند نه منافقانه بهم لبخند زده و در خفا و نهان ، بذر كينه ها در دل بكارند!

اين مهمان عزيز ما فقط أم المؤمنين خديجه رضي الله عنها را أم المؤمنين مى داند و بقيه را از اين وصف قرآنى خارج مى داند!

اين اعتقادش خلاف قرآن است زيرا در سوره ى احزاب كه بعدها بسوى زنان رسول الله نازل آمده و در آن وقت أم المؤمنين خديجه رضي الله عنها وفات كرده بودند، آن زنان را با وصف (( نساء النبي )) و همسران رسول الله (( أزواجه )) نام برده و با اين لقب آنان باقى ماندند و خداوند در باره شان فرموده است:

النبي أولى بالمؤمنين من أنفسهم و أزواجه أمهاتهم ...

سوره أحزاب - آيه ۶

در اين آيه رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم بر جان ما مؤمنين برتر است و ياد زنان ايشان بلافاصله بعد از ذكر اين برترى وارد شده و آنگاه آنان را مادران مؤمنين وصف نموده است .

و اينست كه صفت مادران مؤمنين رضي الله عنهن تنها بخاطر اين نيست كه ازدواج آنان بر مردان امت تحريم شده زيرا امر تحريم ازدواج در آيه اى ديگر ذكر فرموده است.

و همچنين آنان را به حجاب از مردان امت امر فرموده است و اين دليلى ست بر شأن آنان كه خود قرآن مى فرمايد:

 

يا نساء النبي لستن كأحد من النساء ...

أحزاب- آيه ۳۲

اى زنان پيامبر ، شما بمانند هيچكدام از زنان نيستيد ...

 پس اگر يكى از مادران مؤمنين قبل از اسلامش يهودى و و يا نصرانى يا مشرك بوده ، باز آسيبى به مقامشان نخواهد خورد زيرا أم المؤمنين ماريا القبطيه نصرانى بود و أم المؤمنين صفيه رضي الله عنها يهودى بود ولى بعد از اسلام و باقى ماندنشان در اين دين و باقى ماندنشان در همسرى رسول الله صلى الله عليه و على آله و سلم از زمره ى أمت محمد و آل محمد مى شوند قرآن در شأن آنان نازل آمده است در حاليكه همسران رسول الله بودند.

و رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم به بسيارى از ياران و صحابه ى خود فرموده : تو از اهل منى.

و اين اهليت نسبت به رسول الله همان تبعيت است .

و قرآن مى فرمايد:

فمن تبعني فهو مني ...

سوره ابراهيم - آيه ۳۶

و آنكس كه تابع من شود از من است.

و اين سخن از زبان نبي الله ابراهيم صلى الله عليه و على آله و سلم است كه او را ابو الأنبياء لقب است و قرآن او را پدر ما مى خواند:

ملة أبيكم ابراهيم ...

سوره حج - آيه ۷۸

آئين پدر تان ابراهيم ...

 

آيا ما مى خواهيم تابع قرآن باشيم يا مى خواهيم قرآن را تابع خود سازيم!؟

و اينست كه همه را بسوى سفره ى قرآن دعوت مى كنم .

مبادا هواى شيطانى باعث دور شدن از مفهوم قرآن شود.

و بايد بدانيم مادران مؤمنين رضي الله عنهن بر دو نوع اهليت رسول الله صلى الله عليه و سلم هستند :

۱- آنان اهل بيت رسول الله هستند زيرا زنان اويند و اين وصفى قرآنى و در لغت شايع عرب است كه زن از اهل بيت مرد است.

۲- آنان از آل محمد هستند زيرا مؤمن و تابع اين دين بوده و باقى ماندند و هر مؤمنى از آل محمد است.

اميدوارم خداوند ما و شما را از زمره ى  آل محمد صلى الله عليه و على آله و سلم قرار فرمايد.

آمين

 


+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 7:42  توسط محبت سني  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

و إن منكم إلا واردها ، كان على ربك حتماً مقضيا .

هيچكس از شما نيست كه وارد جهنم نشود ، اين امر حتمى خداوندت مى باشد.

ثم ننجي الذين اتقوا ، و نذر الظالمين فيها جثيا .

بعد كسانى را كه پرهيز كار بودند نجات مى دهيم ، و كسانى كه ظلم مى كردند را

در حاليكه زانو زده اند ( از غم و ذليلى ) در آن باقى مى گذاريم.

سوره مريم - آيات ۷۱و ۷۲

متأسفم كه بسيارى از مسلمانان روزانه بارها نداى الله أكبر و لا إله إلا الله اذان و اقامه شان

بر فضا مى رود ولى هنوز با جسارت به مسلمانان صدر اسلام اهانت مى ورزند.

اى كاش مى توانستم بسوى رهبر انقلاب اين پيغام را برسانم:

رهبر عزيز ايران عزيزتر !

آيا وقت آن نرسيده كه دانشمندان را قبل از نادانان به وحدت دعوت كنيم؟

آيا وقت آن نرسيده كه كتابهاى مسموم از كتابخانه ها برچيده شود؟

آيا وقت آن نرسيده كه اين امت درك كند كه اسلام ، با قرآن عزيز بوده و براى عزتش

راهى جز  باز آمدن بسوى قرآن نيست؟

آيا براى فهم اين كتاب جاويد ، نياز به عالمان مخلص  نيست؟

عالمانى كه خود را و جان و روانشان را براى كتاب الله هديه كرده و نور قرآن

بر عقل و روانشان طلوع كرده است.

آيا وقت آن نرسيده كه براى عزت اسلام به اهل اسلام احترام شود؟

به رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم

به همسرانش رضي الله عنهن

كه مادران مؤمنان هستند

به مؤمنان بنى هاشم رضي الله عنهم

به ياران رسول الله رضي الله عنهم

كه جانها را بر كف ، اين دين را و اين كتاب را با تأييد خداوند و توفيقش حفظ كردند

 و دنيا را براى اين دين و اين كتاب بازسازى كردند و

پيام نور را به ما رساندند.

آيا وقت آن نرسيده كه نام مؤمنان اولين را شايسته وار بر زبان و قلم آوريم؟

 مؤمنان را خداوند خود تأييد و معرفى فرموده و ما را به محبت و طلب مغفرت برايشان ،

امر فرموده است:

 

والذين جاؤوا من بعدهم يقولون ربنا اغفر لنا ولاخواننا الذين سبقونا بالايمان

ولا تجعل في قلوبنا غلا للذين امنوا ربنا انك رؤوف رحيم

سوره حشر - آيه ۱۰ 

و كسانى كه بعد از آنها ( مؤمنان همراه رسول الله  ) آمدند مى گويند خداوندا

ما و برادرانمان را كه قبل از ما ايمان آوردند را بيامرز و در دل ما كينه اى نسبت به آن

پيشينيان در ايمان شان به اين دين ، قرار مده

خداوندا تو خودت رحيم و مهربانى

 

آمين

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 18:43  توسط محبت سني  | 

 

 بسم الله الرحمن الرحیم

دوستان وگرامیان جهت مهم بودن سخنان مقام معظم رهبری در رابطه با وحدت

این فرمایشات را دقیق بخوانید تا متوجه صلابت ورسا بودن افکار ولی فقیه در پیشبرد

جامعه اسلامی از گذرگاههای خطرناک را باشید.

ومن الله التوفیق

بسم الله الرحمن الرحیم

پس كارتان سخت است عزيزان! كار شما بر خلاف اينكه بعضيها خيال ميكنند چهار كلمه حفظ كنيم و يك صداى بازى هم داشته باشيم، بس است؛ نه، كار، خيلى سخت است. كار، هنرمندانه، مؤثر، هدايتگر و جهت‏بخش باشد.

امروز چقدر مسئله ما داريم؛ نه فقط مسئله‏ى امريكا و انرژى هسته‏اى، كه اينها مسائل بسيار مهمى است؛ بلكه امروز تمام مراكز و قطبهاى قدرت فكرى و تبليغات دنيا دارند طراحى ميكنند كه چطور بتوانند اين ريشه‏ى ماندگار و محكمى را كه در اين سرزمين جا گرفته و اين ايمان اسلامى، اين پايبندى به تعهد اسلامى و قرآنى و اين دلهاى مؤمن را از هم بپاشند. شما اينجا نشسته‏ايد خيال ميكنيد كه همين‏طور زندگى دارد ميچرخد. نه آقا! يك جنگ است؛ يك جنگ حقيقى است الان بين اين جامعه، اين نظام، متفكران اين نظام، فعالان اين نظام در رده‏هاى مختلف، از جمله خود شما كه مداح مجموعه‏ى كشور هستيد از يك طرف، با يك طرف ديگر؛ كسانى كه ميخواهند ريشه‏ى اين ايمان را از اين خاك مقدس و از اين دلهاى پاك دربياورند؛ چون فهميده‏اند آن نظامى، آن بنائى كه بر اين اساس شكل گرفته، با منافع سودجويانه و زورگويانه و زياده‏خواهانه اينها سازگار نيست؛ با دست‏اندازى و سيطره‏طلبى دنياى استكبار بالاخره كنار نخواهد آمد؛ اين را فهميده‏اند. دنبال اينند كه فكر توحيدى را، فكر ولايت را، محبت اهل بيت را، محبت به قرآن را، تعصب و غيرت نسبت به مبانى دينى و اعتقاد به مبارزه‏ى با ظالم را، اعتقاد به قبح و زشتى ظلم‏پذيرى را از دل اين مردم با انواع حيله‏ها بيرون بكشند. انواع و اقسامش را دارند انجام ميدهند و آن را بيان هم ميكنند.

كنگره‏ى امريكا گفته فلان قدر ميليون مثلاً براى اشاعه‏ى دمكراسى در ايران خرج ميكنيم! البته اسمش را هم دمكراسى ميگذارند! خوب، آزادند هر اسمى كه ميخواهند بگذارند، بگذارند؛ حقيقت معلوم است چيست. آن چيزى كه آنها ميخواهند، بر هم زدن پايه‏ى مستحكم فكرى است كه بر اين مردم، بر اين دلها، بر اين روحها كاملاً تسلط دارد و اين جهت صراط مستقيم، آن را هدايت ميكند. هدفشان اين است، غرضشان اين است.

اين پولهائى كه ميگويند، ميخواهند صرف اين كار بشود. اين پولها صرف بمب و گلوله و اينها خيلى نميشود؛ عمده صرف همين كارهاى تبليغاتى، همين كارهاى فرهنگى با شكلهاى مختلف ميشود. البته از اين طرف هم مقاومت و بلكه هجوم ميشود. بنابراين يك جنگ است. در اين جنگ طبقه‏اى كه با ايمان مردم، با دل مردم، با معارف مردم، با نام مبارك ائمه (عليهم‏السّلام) و اهل بيت سر و كار دارد، وظيفه‏ى سنگينى دارد. برادران عزيز! اين وظيفه را درست بشناسند؛ درست از آن استفاده كنند.

الحمدللَّه چيزهاى خوبى انسان از افراد ميشنود؛ البته گوشه‏كنار حرفهائى هم هست. يكى از چيزهائى كه من بخصوص ميخواهم تكيه كنم، مسئله‏ى «انسجام اسلامى» است كه ما گفتيم. انسجام اسلامى يعنى عصبيتهاى بين‏المذاهبى مسلمانها نبايد تحريك شود. شما نبايد كارى كنيد كه عصبيت آن مسلمانِ غيرشيعه عليه شما تحريك شود؛ او هم متقابلاً نبايد كارى كند كه غيرت و عصبيت شما را عليه خودش تحريك كند. آنها همين را ميخواهند. الان شما ببينيد دو تا گروه فلسطينى در فلسطين دارند با هم ميجنگند! براى اسرائيل چه از اين بهتر! به جاى اينكه تفنگها به طرف آنها متوجه شود، عليه همديگر دارند ميجنگند! خوب، اين خيلى چيز خوبى براى اسرائيل است. چقدر خرج كند، مى‏ارزد كه يك چنين وضعى پيش بيايد. فرض بفرمائيد در لبنان هم يك گروهى پيدا ميشوند و بنا ميكنند با يك گروه ديگرى مبارزه كردن و جنگيدن. چه نعمتى بزرگتر از اين براى اسرائيل و امريكا! اين بهتر است يا اينكه يك گروهى مثل حزب‏اللَّه بيايد جلو، همه هم دنبالش - بعضى از روى دل و ايمان، بعضى هم از روى ترس از افكار عمومى - و اسرائيل را شكست بدهند؟ معلوم است كه وضعيت اختلاف براى آنها بهتر است. در دنياى اسلام، قضيه همين است. آيا مسلمانهاى مصر و اردن و عراق و پاكستان و هند و تركيه و جاهاى ديگر، اگر به خيابانها بيايند و به نفع جمهورى اسلامى شعار بدهند، براى امريكا بهتر است يا كارى كند كه اگر در يك مسئله‏اى، ايران اسلامى صدائى بلند كرد، همه‏ى اين ملتها خاموش بشوند؛ بعضيها اظهار مخالفت هم بكنند؟ پيداست دنبال دومى‏اند. چه جورى ميشود؟ چطور ممكن است اين كار؟ خيلى آسان است. كارى كنند كه عصبيتهاى شيعه و سنى را زنده كنند. به آنها تفهيم كنند اينها شيعه‏اند؛ اينها صحابه را سب ميكنند؛ اينها مقدسين شما را چنين و چنان ميكنند. جدائى بيندازند؛ آنها اين را ميخواهند. منادى وحدت شيعه و سنى، از اوّلى كه اين فكرها پيدا شده، اين چيزها مورد نظرش بوده است. يك عده‏اى چرا نميفهمند؟ امام بزرگوار ما كه منادى اتحاد بين مسلمين بود، از همه‏ى اينهائى كه مدعى‏اند، ولايتش و اعتقادش و ارادتش و عشقش به ائمه (عليهم‏السّلام) بيشتر بود. او بهتر ميفهميد ولايت را يا فلان آدم عامى كه حالا به اسم ولايت كارهاى خلاف ميكند، حرفهاى بى‏ربط ميزند در مجالس عام و خاص؟ وحدت را حفظ كنيد.

اگر ديديد در جامعه بين شما كسانى هستند كه عكس اين رفتار ميكنند، آنها را طردشان كنيد؛ مخالفت خودتان را به آنها ابراز و اعلام كنيد؛ اينها ضرر ميزنند؛ ضربه ميزنند. ضربه‏اى به اسلام ميزنند، ضربه‏اى به تشيع ميزنند، ضربه‏اى به جامعه‏ى اسلامى ميزنند. اين از جمله مسائل بسيار مهم است.

امروز وحدت اسلامى به نفع نظام اسلامى است؛ به نفع جمهورى اسلامى است. عليه اين جهتگيرى حركت كردن، به نفع امريكاست؛ به نفع صهيونيستهاست؛ به نفع همان گردن‏كلفتهائى است كه در دنياى اسلام جيبهايشان را از دلارهاى نفتى پُر كردند و دلشان نميخواهد كه عنصرى مثل جمهورى اسلامى، مثل ملت ايران اصلاً وجود داشته باشد. به هر حال، از خداى متعال ميخواهيم همه‏ى ما را هدايت كند.

پروردگارا! اين دلهاى پاك، اين دلهاى روشن، اين زبانهاى مادح و ذاكر را مشمول تفضلات و لطف خودت قرار بده. پروردگارا! از طرف همه‏ى ما، از طرف شهيدان ما، از طرف گذشتگان ما، از طرف امام بزرگوار ما، امروز سلام و درود بى‏پايان به روح مطهر فاطمه‏ى زهرا (سلام‏اللَّه‏عليها) نثار و ابلاغ كن. پروردگارا! ما را مرضى آن ذات مقدس و آن وجود مقدس قرار بده؛ ما را پيرو آن بزرگواران قرار بده. پروردگارا! ملت ما را روز به روز سربلندتر بفرما؛ قلب مقدس ولى‏عصر را از ما راضى و خشنود كن.


والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‏

http://www.leader.ir/langs/FA/index.php?p=bayan&id=3564

لینک فرمایشات کامل مقام معظم رهبری


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 20:4  توسط محبت شيعي  |